
اولین بار که ایشان را دیدم، همراه ما با یک خودرو به سمت نجف بر می گشت.
موقع اذان صبح بود که به ورودی نجف و کنار وادی السلام رسیدیم.هادی به راننده گفت:نگه دار
تعجب کردیم . گفتم : شیخ هادی اینجا چه کار داری؟
گفت: میخواهم بروم وادی السلام.
گفتم: نمی ترسی؟ اینجا پر از سگ و حیوانات است.صبر کن وسط روز برو توی قبرستان.
_
هدیه به ارواح پاک و مطهر شهدا صلوات به امید یک نگاهی ...
*التماس دعا*